|
جایگاه دین
در دمو کراسی ها ی مدرن
فصل سوٌم –
بخش یازدهم.
-اختلاط
قوانین دینی ، با قوانین مدنی ،در نظامها ی تمامیت خواه مذهبی (
نظیر نظام ولایت مطلقه فقیه در ایران امروز )از منظر جان لاک
-طرفداران آزار و تعدی نسبت به
پیروان ادیان دیگر ، علیه این نتیجه گیری جان لاک ، داد وفریاد بر میآورند
و چنین میگویند: پس در این صورت ، با بت پرستی هم باید مدار کرد.امٌا ،
چنین مخالفت را میتوان به آسانی از میان برداشت .اگر به زمادار چنین قدرتی
بدهیم ، که کلیسا و پیروان بت پرستی را ممنوع بکند ، در آنصورت ، نتایج این
اعما ل را نیز باید قبول کرد. اگر زمامدار از چنین قدرتی بر خوردار باشد ،
در آنصورت ، خواهد توانست هر دینی را که بر مبنای باورها ی دینی خود ، نوعی
از آئین بت پرستی بداند، آنها را از بین خواهد برد. آنها ئیکه سرکوب
پیروان ادیان دیگر را از زمامدار میخواهند ،و این فکر واندیشه را تبلیغ
میکنند،، در این صورت ، باید این را نیز قبول بکنند ،، که اگر فردائی ،
زمامداری پیدا بشود، که پیرو دینی غیر از دین مردم باشد، این امکان را به
زمامدار میدهد، که دین و کلیسای آنها را سرکوب
و تخطئه بکند. ولو
اینکه مردم بر این باور باشند ، که دین آنها دین حق و راستین است . باید
به این مسئله توجه کرد ، بر ای زمامدار ، به عنوان شخص مئومن ، اصلح ترین
دین ، آن دینی است ،که خود پیرو آن است. تبلیغ
و تمجید ،و پشتیبانی از
زمامدار ، برای سرکوب سایر ادیان ، این امکا ن را به زمامدار خواهد داد،
که هر دینی را ، جز دین خود را، میتواند سرکوب بکند، حتی اگر این دین، دین
راستین هم باشد،و خود زمامدار هم ، پیرو آن دین نبو ده نباشد.
قدرت حکومتی زمامدار در همه
جای دنیا یکی است ، نمیتوان آنچه را که ما در وطن خود بنام قدرت ، به
زمامدار داده ایم ، آن قدرت را ، از زمامداران در کشورهای دیگر ، منع
بکنیم . باید این مطلب را قبول کرد ، که در آنصورت ، زمامداران غیر مسیحی
، بطور قانونی ، کلیسا های مسیحیان را سرکوب کرده ،و از بین خواهند برد. (
البته این فکر جان لاک قابل بحث است ، منتها لاک اینجا بیشتر بر قدرت
قانونی زما مدار در استفاده از قوهً قهریه جهت سرکوب پیروان سایر اد یان
را مد نظر دارد. تاکید از مترجم . )
لاک اضافه میکند: بازهم اعتراض
خواهند کرد، که بت پرستی یک گناه است،و لازم است ، که آنرا از بین برد.
امٌا لاک ا ین را باورندارد، که بتوان این چنین روشن و اطمینان خاطر
تاًکید کرد، که بعضی از ادیان کفر آمیز هستند. آنچنان که توضیح داده شد ،
تنها خداوند از چنین قوٌه تشخیص بر خوردار است، که بگوید ، کدام یک از
ادیان و مراسم آن ، مورد رضایت اوست،و بر عکس ، کدام یک موجب بی حرمتی نسبت
،به او (پروردگار )میشود. یک لحظه قبول بکنیم ، که واقعأ در اجرای مراسم
نیایش ، نسبت به مقام الهی بی حرمتی میشود،و چنین نتیجه بگیریم ، که باید
این ادیان را از بین برد. برای اینکه اگر از کسی گناهی سر بزند، که فقط این
گناه شامل حال خود آن کس بشود ، این گناه به منافع مادی ،و معنوی شخص دیگر
، صدمه و خسارات وارد نکند ، چنین فرد ، شایسته تاًسف است ، اما شایسته
تنبیه زمامدار نیست ، که نحوه عبادت او را، مانع بشود ..زما مدار ، تنها
آن اعمال را که به منا فع مادی دیگران ،و آرامش وامنیت جامعه ، خسارت وارد
میکند ، موعظف است آن اعمال را ممنوع بکند. اعمال قبیح ، یا گناهان ایکه
منافع دیگران ،و امنیت و آرامش جامعه را تهدید نمیکنند ،و مخالف قوانین
دولت نیستند، ممنوع کردن آنها ضرورتی ندارند. لازم است ،که در اینجا متن
کامل نوشته لاک را ، که ترکیب و شکل گیری اندیشه اش ، بسیار قوی و پایدار
است نمونه آورد .
«... به
عقیدهً عموم ، خسٌت ، سنگ دلی نسبت به فقرا ، ولگردی ،و سایر معایب اخلاقی
، بخشی از گناهان محسوب میشوند ، امٌا چه کسی تا کنون ، بر این عقیده بوده
است، که زمامدار ، حق تنبیه آنها را دارد. چون این معایب به منافع دیگران
خسارت وارد نمیکنند،و آرامش جامعه را بهم نمیزنند، قوانین مدنی جامعه ، با
وجود اینکه این نوع اعمال گناه محسوب میشوند ، عاملان آنها را تنبیه نمی
کنند. همین قوانین ، علیه دروغ و یا سوگند دروغ ، مجازاتی صادر نمی کنند،
مگر اینکه در بعضی موارد، نظیر وقت ایکه عمل شنیع جنایت، یاتوهین به مقام
پروردگار ، ویا جانبداری از این نوع اعمال از کسی سربزند. وگرنه قانون
مدنی جامعه ، فقط در مواقعی که نسبت به منافع عموم ، یا فرد ، بیعدالتی
شده باشد ، در چنین مواقع ، مجرم یا مجرمان را مجازات میکند.
پس اگر
قوانین و مراسم دینی یک کلیسا ، به منافع دنیوی دیگران تجاوزنکند، زمامدار
اجازه ندارد ، که پیروان آن کلیسا را از زندگی ، یا آزادی و یا اموال شخصی
شان ، به صرف وابستگی دینی شان محروم بکند. اگر پیروان یک دین ، به حقانیت
قوانین ناشی از عقل ومنطق و قوانین مدنی جامعه ا حترام میگذارند،و عملی
خلاف شئونات اخلاقی جامعه انجام نمیدهند ، چرا باید آنها را مجازات کرد ؟(ا
ی کاش روحانیون حکومتی در ایران امروز، اندیشه های این فیلسوف قرن هیفد
هم انگستان را دقیق مطا لعه میکردند ،و متوجه می شدند ، که چرا امروز ،
جهان اسلام ،در چنین فقر و بدختی عقب ماندگی علمی ، اقتصادی ،دچار شده است
،که حتی متجاورین بیگانه حتی ، شرف و حیثیت مسلمانان رادر وطن شان ، چون در
فلسطین ، و در عراق مورد تحقیرو تجاوز قرار میدهند . تاکید از
مترجم )
آخرین اعتراض علیه بت پرستی ،
که یک عده مخالف آزادی ادیان هستند، لاک به آنها نیز جواب میدهد.قوانین
(حضرت ) موسی حکم میکردند، که بت پرستان را باید نابود کرد. این درست است
،که این قوانین چنین رفتاری با بت پرستان داشتند، اما جمهوری یهودی (دولت
یهودی عهد عتیق ) یک حکومت دینی بود ، که در آن قوانین دینی ، با قوانین
حکومتی در هم مخلوط شده بود ، بطور ایکه سرپیچی کردن از دستورات دینی ،
نوعی عمل خلاف قانون دولت محسوب میشد .(بمانند
حکومت ولایت مطلقه فقیه در ایران امروزی ، یا به عبارت دیگر ، 3500 سال بعد
از گذشت حکومت دینی حضرت موسی ، در عین حال که برای رهبر جمهوری اسلامی ،
از بودجه یک ملت فقیر ، بنام اسلام ناب محمدی و عدل علی !هواپیمای تشریفاتی
مدرن آخرین سیستم 60 ملیون دولاری میخرند ، در همان زمان نیز میخواهند
مملکت و ملت را با اندیشه های عهد بوق اداره بکنند . تا کید از مترجم )
با آمدن انجیل ، قوانین دینی
، قوانین دولتی به حساب نمی آیند ، عدم اجرای قوانین دینی ، دلیل محکومیت
و مجازات نمیشوند، مگر قوانینی که ، در عین حال ، که قوانین دینی محسو.ب
میشوند، قوانین دولتی نیز بحساب بیآیند. لاک میگوید : تحت فرمان حضرت مسیح
، جمهوری مسیحیت وجود نداشت. به عبارت دیگر ، اشتباه دولت یهود وجود
جمهوریتی بود ،که در آن قوانین دولتی با قوانین دینی مخلوط شده بودند (
ایران امروز جمهوری اسلامی ، بهترین نمونه این وضع است .). حضرت مسیح ، بر
عکس یهودیان ، قانون خود را به پیروانش داد ،و گفت :قانون
مسحیت ،در قوانین مدنی دولتها ،کوچکترین تغیری نخواهد داد . دلیل قانع
کننده این است ،که قوانین مسیح، قوانین سیاسی نیستند . بعلاوه مسیح گفته
است ،قلمرو حکومتی او ، این دنیای خاکی نیست.این خود دلیل دیگری است ،که
قوانین مسیح ، قوانین سیاسی نیستند.
(400 سال بعد از به صلیب
کشاندن حضرت مسیح ، این پاپ های قصر نشین بودند ، که با پشتوانه ارتش
مقتدر روم ،بنام نماینده و رابط خدا بر روی زمین ، قرنها انسانها را
بنام دین به خاک و خون کشیدند ، جنگهای مذهبی راه انداختند ،و برای
پادشاهان وثروتمندان اروپا ،و استعمارگران ، قباله های بهشت فروختند .و
فقرا و بی پناهان را ،به جهل و ذلت و فقر نشا ندند تا کید از مترجم )
زیر پا گذاشتن قوانین دولتی
یک حکومت ، شایستهً اجرای مجازات ، از طرف زمامدار است ، در آن صورت ،
زمامدار حق مجازات کسانیکه قوانین غیر دولتی یک کلیسا را زیر پا بگذارند را
ندارد. مگر اینکه ، در عین حال آن قانون دینی ، قانون دولتی نیز باشد. در
چنین صورتی ، مجازات خاطی ، بخاطر عدم احترام به قانون مدنی است ،نه به
قانون کلیسا.
حال لازم است ، به احکام و
قوانین مذهبی ، که کلیسا های مختلف، به مئومنان ارائه میکنند ، نظری بیا
فکنیم . آیا زمامدار تمام عقاید موجود در احکام مذهبی را ، باید قبول بکند
و اجازه ً انتشار آنها را بدهد؟در اینجا نیز دو مطلب را باید مشخص کرد.
1-بعضی از این احکام ، فقط
عقاید نظری هستند، که در حد توافق عقیده باقی میمانند ،و نمیتوانند ، در
اجرای مراسم مذهبی ، در رفتار و کردار پیروان آن کلیسا ، تاثیر بگذارند.
برعکس ، بعضی از احکام ، در خواسته ها ، رفتار ها و اخلاقیات پیروان آن
کلیسا تاثیر می گذارند،و آنها را به اجرای بعضی از اعمال وادار می دارند .
منطقی است ، که عقاید کاملأ نظری ، در جامعه اظهار وجود بکننند. به عبارت
دیگر ، هر فردی نه تنها حق دارد ، که صاحب نظر و عقیده باشد، بلکه حق دارد
، به هر وسیلهً ممکن ، عقاید خود را در جامعه منتشر بکند. چنین تاکید ، در
عین حال ، نتیجه آن اصولی است ، که در صفحات گذشته بحث شد ، همچنین در ذات
خود ، تعریفی از عقاید است. ( منظور لاک در اینجا ، چنین است .اگر عقاید ،
حق بیان انتشار را نداشته باشند ، ماهیت عقیدتی خود را از دست میدهند .
تاًکید از مترجم )
گفته شد ، که اجبار و ا لزام
کردن مردم به باورداشتن ، یا فکر کردن در با رهً هر مو ضوعی که باشد ، کار
بی فاید ه است.چون در اختیار انسانها نیست ، به چیزی را که باور ندارد و به
آن فکر نمیکند ، به میل خود باور داشته باشد و یا فکر بکند.چون در اختیار
فرد نیست ،که وقتی به او دستور میدهند فان چیز و یا فلان عقیده را حقیقت
بداند. اجبار این فرد ، کاملأ بی فاید ه است . (برای روشن شدن مفهوم نظری
لاک در اینجا ، به عنوان مثال ،یاد آور میشویم ، کسی که قوانین فیزیک نجومی
در مغزش حتی خطور نکرده ،و از خود در باره ، این قوانین هرگز سئوالی نکرده
باشد ، چگونه میتواند در بارهً چنین علمی ،و دایره ً محاسبات وتئوری های
آن فکر بکند ؟ فقط آموزش و تحصیل آزادانه ً این علوم است ،که شخص را به
طرف دانستن ، شناختن ،و کنجکاوی علمی میکشد . با زورو اجبار ، نمیتوان ، نه
کسی رامئومن ،ونه کسی را لامذهب کرد - تاً کید از مترجم )
در عین حال میدانیم ، که این
امکان نیز هست ، که زمامدار میتواند از پیروان یک دین ، اظهار نظرهائی
عقیدتی ،خارج از احکام ،و چه بسا مخالف احکام آن دین را بدست بیاورد. (
منظور سوء استفاده از قدرت ، توسط زمامدار ، جهت اجبار ، به بیان عقاید
مخالف با ایمان باطنی شخصی . مثلأ در ایران امروزی ، دولت آقای محمود
احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور ، به کمک روحانیون حکومتی تبلیغ میکنند ، که
امام زمان (عج ) در چاه جمکران غائب شده است ،و هر از چند گاهی آثار حضورش
را نشان میدهد . حتی این اواخر آخوندی رسمأ اعلام کرده و فتوکپی نامه ای را
در مطبوعات منتشر کرد ، که این خط امام زمان است ، که همراه با یک قطعه
شکلات بود . این سئوال پیش میآید ، در چنین شرایط ، کدام وزیر آقای احمدی
نژاد میتواند ، نسبت به این تبلیغا ت عوام فریبانه اعتراض بکند ؟ تاکید از
مترجم )
لاک اضافه میکند ، مطابق اصول
بحث شده ، میدانیم ، که نه تنها این اظهار نظر ها ی عقیدتی خارج از احکام
، به هیچ دردی نمیخورند ، حتی بدرد خواستهای (سیاسی ) زمامدار نیز نخواهد
خورد و بعلاوه ، مانع نجات آخرت مئومنان هم خواهد شد . بعلاوه ، این اظهار
نظر ها ، بنا به توضیحات داده شده ، عقاید کاملأ نظری ، بر رفتارهای خارجی
شخص (از جنبه ً مثبت ) تاثیر نمیگذارند
پس اگر زمامدار فقط وظیفه اش
این باشد ، که مردم مزاحم همدیگر و اموالشان نباشند ، اگر عقاید کاملأ نظری
، بر مبنای اصول ذاتی اش ، مزاحمتی در جامعه بین مردم ایجاد نمی کنند ،در
آنصورت از مسئولیت زمامدار خارج است ، که من به این ، یا آن چیز عقیده
داشته باشم . من با داشتن عقاید مخصوص خودم ، به همسایه ام صدمه نمیزنم ،
قوانین ایکه لازمه ایجاد امنیت در جامعه است ، آنها را محترم میشمارم ،و
زیر پا نمی گذارم ، در این صورت لازم است ، که زمامدار ، مرا در بیان
عقایدم آزاد بگذارد . مثلأ کاتولیک ها ایکه ، این عقیده را دارند ، که
نان ، جسم حقیقی حضرت مسیح است ، در حالیکه یهودیان ، انجیل را کتاب
خدا نمی شناسند. آیا بیان این عقاید ذکر شده ، مزاحم منافع مادی سایرین
میشوند ؟سایر ین ایکه مثل کاتولیکها و یا یهودیان فکرنمیکنند ، آیا مزاحم
منافع مادی دیگرا ن میشوند ؟ لاک جواب میدهد نه . چه ما اگر این اظهار
نظر ها را قبول بکنیم و یا نکنیم ، اموال مردم محفوظ و قدرت زمامدار بر جای
خواهد ماند، امنیت جامعه نیز بهم نخواهد خورد .
ممکن است ،که چنین عقاید ،
اشتباه آمیز باشند ،لاک به این اطمینان رسیده است ، که آن عقاید «اشتباه
آمیز هستند »، امٌا ، سئوال در اینجا نیست، سئوال در آنجاست ، که بدانیم
این باورها برای امنیت و آرامش جامعه ،و منافع دنیوی مردم خسارت بار میآ
ورند ،؟ سئوال این نیست ، که بدانیم ، این عقاید درست ، یا نادرست هستند ؟
وظیفهً زمامدار اینست ،که به سئوال اول جواب بدهد، نه به سئوال دوم . چون
جواب سئوا ل اول منفی است. پس با این عقاید ، باید بامدارا رفتار شود.
وظیفه ً زمامدار تمیز دادن اشتباه از حقیقت نیست. قوانین جامعه مدنی ،
تدریس حقیقت نمی کنند ، بلکه آنها تنها آ نچیزی را که برای آرامش و امنیت
جامعه ضروری است ، آن را بیان میکنند. لاک در
ضمن نشان میدهد ، هر موقع که ، یک عقیده ، با کمک گرفتن جبر و الزام ، سعی
کرده است ، که خود را در افکار مردم جا کند ، همین امر ، بهترین دلیل بر
دروغ بودن آن عقیده است . برای اینکه حقیقت ، به جبر و ا لتزام احتیاج
ندارد. .حقیقت با نور ایمان بر مخالفانش غلبه میکند.
سئوال اینست ،که آیا عقاید
ایکه در حا لت نظری هستند ، - واین احتما ل رادارند – که میتوانند صحیح و
یا خطا باشند -، در عمل مستعد و زمینه ساز تولید انعکاس ، در جامعه هستند
، یانه ؟این سئوال ، بیش از سئوال قبلی ، سئوال ظریف وحساٌسی است. برای
اینکه ، ما در یک زمینهً تضاد و عقیده ای هستیم ، که در عین حال ، به دو
نظام ، یعنی دولت و مذهب ، که در بحث های گذشته از آنها یاد کردیم ،و ارد
مشود. این عقاید نظری، شامل چه چیزها میشوند ؟ آنچه که مربوط به فضیلت و
رذالت است را شامل میشوند ؟ آنچه را که مربوط به روابط با دیگران را شامل
میشوند ؟ مثلأ مردم هر نحوی که میخواهند ، میتوانند فرزندانشان را تربیت
بکنند؟ یا اینکه ، هر طور که دلشان میخواهد کار بکنند، یا ولگردی کنند،
ازدواج بکنند، یا مجرد بمانند، تک همسری و یا تعدٌد همسر انتخااب بکنند ،و
غیره ... شا مل این سئوا لات میشوند ، یا نه ؟این عقاید ،و همچنان اعمال
ناشی از آن ها ، بخش مهمی از دین را شامل میشوند. چونکه اعمال ناشی از این
عقاید ، زندگی انسان را یا به فضیلت ،و یا به تباهی میکشد.
برای لاک درست بخش مهم دین را همین اعمال تشکیل
میدهند .براینکه لاک بر این باور است ، که خداوند ما را بر مبنای عقاید
نظری ما قضاوت نخواهد کرد، بلکه بر مبنای اعمال و عقایدی که از آنها ،
اعمالمان را به فضیلت ،و یا تباهی کشیده اند ، به حساب ما خواهد
رسید.رفتار و اعمال نیک در واقع بهترین عبادت ها است ، که انسان را به خدا
نزدیک میکند. (*) (ای کاش ،روحانیون حکومتی این را درک میکردند
)
در این جا ، عقیدهً نظری
فلسفه لاک ، در باره ً قانون طبیعت ، کاملأ آشکار و روشن است. لاک
همیشه بر این مطلب تکیه کرده است ، که قانون حاکم در طبیعت ، اساس نظم
، رفتار ما را ، چه در رابطه با دیگران ،و چه در رابطه با شخص خود فرد
،با پروردگار است .همان اندازه که خداوند به ما شعور عطا کرد ه ، به
همان اندازه نیز این قانون طبیعت در وجود ماشکلو رسمیت پیدا کرده است .
چون از طریق همین شعور انسانی ، با قانون طبیعت آشنا میشویم ، بطوریکه
، اگر از شعور انسانی به نحو احسن استفاده بکنیم ، این قانون ، وظایفی
که ما را به اجرای آن مکلف میدارد ، برای همه روشن و شناخته خواهد شد.
در این زمینه ، تاریک اندیشی ،و اعتراض غیر قابل حلٌ ، جای نخواهد
داشت.خداوند ، بطور آشکار ، وظایفی که در زندگی واقعی ، ما را اداره
میکنند ،و ما را به نجات آخرت هدایت میکنند ، بیان کرده است . اگر
انسانها این وظایف را در برنامهً زندگی خود قرار میدادند ، اختلاف بین
آنها به مراتب بی اهمیت ،و کمتر زیانبخش میشدند. اما در واقعیت چنین
نیست . لاک در رساله دوم خود میگوید :خیلی
کم از توده ً مردم، به اصول قانون طبیعت ، احترام میگذارند ، همین
جامعه مدنی نیز ، عوض اینکه انسانها را به مسائل اساسی زندگی متوجه
بسازد ، بیشتر نگران باورهای احکام دینی نزدیکان ، همسایگان شان معطوف
میکند .باید در این رفتار به این مسئله توجه بکنیم ، که نشانگر این
قضیه است ، وقتیکه انسانها ، با چنین علاقه مفرط ، به باورهای دینی
دیگران توجه میکنند ، ، که در حقیقت میبایستی نسبت به آن اهمیتی ندهند
، خود نشانگر آن است ، که نگرانی آنها بیشتر برای اعمال قدرت بر
سایرین است، نه برای نجات روح آنها برای آخرت . خود این چنین شیفتگی
نشان میدهند . اگر یک عده خود را در نیروی احسا سات کور کورانه غرق
نکنند،و بخود کمی زحمت بدهند ، که با عقل و منطق خود شان مشورت و قضاوت
بکنند ، قانون طبیعت برای آنها کاملأ روشن و قابل فهم خواهد بود .(ادامه
دارد )
-نقدی بر رساله ً مدارای
دینی جان لاک به قلم
Jean-Fabien
SPITZاستاد فلسفهً
سیاسی در دانشگاه سوربن پاریس .ترجمه از کاظم رنجبر . دکتر در جامعه
شناسی سیاسی
.kazem.randjbar@wanadoo.fr
-اقتباس بطور کامل ،و یا
به اختصار ، با ذکرنام نویسنده ،مترجم ،و سایت عصر نو بلا مانع است .
(*)لاک احتمال دارد ، که این
فکر و عقیده را ، از فیلسوف معروف هلندی ،
Erasme
به
زبان لاتین
Erasmus -1469-1536اقتباس
کرده است . اراسموس میگوید : ا عمال و رفتار نیک ما ، حقیقی ترین عبادتهائی
است ، که باعث تقرب انسان به خداوند میشود . در روز قیامت هم ، درست بر
مبنای همین اعمال ، به حساب مئومنان رسیده خواهد شد. تظاهر وتزویر به دین ،
باعث نجات آخرت انسان نمیشود .
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
-جایگاه
دین در دموکراسی های مدرن .
فصل سوم ،
بخش دوازدهم .
- از منظر
جان لاک ،عقل و منطق نعمت اهدائی خداوند به انسان است ،لذ ا منطق عقل
وروشن بینی آن ، بر اصو ل ، برتریت دارند .(ادامه
دارد)
|