Iran National Front, USA

Home Page

Views | News | Statements | Documents

Culture & Civilizations: " The Place of Religion in the Modern Democracies "- Part 3, Section 12
By: Dr. Kazem Ranjbar, Paris
February 6, 2006

Please be patient, the below are graphics and may take a moment to load.
This web page is printable.

جایگاه دین در دموکراسی های مدرن.

فصل سوٌم-بخش سیزدهم.

از منظر جان لاک ، زمامدار نمیتواند ، به استناد بر باورهای دینی خود ، قوانینی را بر مردم تحمیل بکند.

 

 

-          لاک  نظر زمامدار را، در رابطه با الویت  دادن به  اطاعت از قوانین مدنی جامعه ، نسبت به احترام  بر ایمان دینی را تاًئید میکند،و نیز تاً کید دارد  ، که از  نظر مردم ، حکم قطعی ، ارجحیت  دادن به اطاعت  از ایمان دینی  ، نسبت به اطاعت  از قوانین جامعه ، تکلیف مئومنان ، نسبت به پروردگار است  ، البته هرکدام آنطوریکه  این تکلیف شرعی را  تفسیر میکنند ؛ از نظر  لاک  بر تکلیف مدنی تقدم دارد ، و میگوید ، در صورت  تضاد  ، این ایمان دینی است ،که شایسته  اطاعت را دارد ، بشرطی که  جزای عدم  اطاعت  از قانون را نیز مئومن باید بپردازد ، تا نسبت به جامعه مدیون نباشد، نسبت به جامعه بری ا لذمٌه باشد.معذالک ، با این همه مخالفت ، با عقیدهً عموم ، اختلاف عقیده لاک ، در این موضوع ، ظاهری است . اساس عقیده لاک نیز در همین نکته  جای دارد. لزوم اطاعت اجبار از نظم وقدرت جامعه ، برای همه پایگذاری شده است . هیچ فردی در بین مردم ، نمیتواند، ادعای معاف  بودن از تابعیت قانون را بکند، حتی آنهائیکه ترجیح میدهند، بخاطر وفاق و میثاق  ایمان دینی شان ، از قوانین جامعه تبعیت نکنند.

-          با این همه ، تحلیل لاک ، به اینجا ختم نمیشود ، چه بسا اتفاق پیش میاید ، که قوانین زمامدار ، از دایرهً مسئولیت  ایکه به عهده دارد ، تجاوز بکند،و این قوانین در حفظ منافع دنیوی مردم ، لزومی نداشته باشد. بعنوان مثال ، وقتیکه زمادار ، یک بخش از رعایای خود را مجبور به ترک دین شان میکند، یا اینکه زمامدار ، بخشی ، یا تمام اموال رعایا را ،و حتی جان آنها را ، به بهانه های باورهای دینی خود غصب میکند ،و آنها را به قتل میرساند.در چنین صورت ، چه کسی میتواند ، زمامدار را به دادگاه بکشد ،و ادعا بکند ، که زمامدار ، از قدرت خود سوء استفاده کرده  و به جان و مال مردم ، تجاوز کرده است ،و قوانین اش برای جامعه مفید و ضروری نیستند ؟

-          اصولأ  خود زمامدار است ، که قضاوت میکند، چون بدون چنین قدرت قضائی نمیتواند ، نظم مدنی رادر جامعه مستقر سازد، وتمام کسانیکه مخالف قوانین زمامدار هستند ، دست به اعتراض بزنند. لذا ممکن است ، در چنین شرایطی ، یک مبارزه آشکار و عمیق ، بین جامعه و زمامدار بروز بکند. زمامدار قانون تدوین میکند، و این ادعا را دارد ، که تدوین قانون ، در چهار چوب مسئولیت او  است،و این قوانین برای جامعه مفید هستند. مثلأ زمامدار بر این باور است ، که وحدت مذهبی  تمام رعایا و ممنوع کردن بعضی از مذاهب ، برای آرامش  جامعه لازم است . برعکس مردم اعتراض میکنند ، که این نوع قوانین ، در چهار چوب اختیار زمامدار نیست ،و برای آرامش جامعه لازم نیستند، برعکس مخالفت  میکنند، که این فقط بدرد منافع خصوصی و همچنین ، منافع مذهبی  زمامدار میخورد . در چنین حالتی ، منازعه بین زمامدار و رعایا ، غیر قابل اجتناب است . فقط این باقی میماند ، که به داوری خداوند رجوع شود . حق مقاومت در مقابل زمامدار ، نوعی داوری  الهی محسوب میشود ، که نتیجه ًاین مبارزه و فاتح آنرا فقط خدا میداند .(ملت ایران در رابطه با استبداد و زور گوئی هیت حاکمه  امروز ، این مرحله را میگذرانند ، وچون روحانیون حکومتی ، آنچه را که خود شان باوروایمان  دینی میدانند ، میخواهند ،به زور بر جامعه تحمیل بکنند ، ولو اینکه اغلب همین روحانیون حکومتی ، در عمل ،  ایمان و صداقت  دینی ، به عنوان معنویت و اخلاقیات ندارند ،و فقط تظاهر به دین میکنند تاکید از مترجم   )

-          بلاخره ، آخرین خصوصیات  این تحلیل پیچ و خم دار ، در عین حال زیرکانهً لاک را مشاهده خواهیم کرد، که به  عقیدهً لاک ، زمامدار نمیتواند به استناد ، به باور های دینی خود ، قوانینی را برای مردم بنویسد . اینکه فلان رفتار موجب رضای پروردگار میشود ، این باور به زمامدار اجازه نمیدهد ، که رعایا را مجبور به پیروی  از دینی بکند ، که خود پیرو آن است. همچنین مردم نمیتوانند با پیش کشیدن باورهای دینی خود ، بگویند ، مجبور به اطاعت از فلان قانون نیستند.

-          زمامدار باید در اداره ً جامعه ، باورهای دینی خود را دخالت ندهد،و نباید از آن به عنوان نظم و قانون در اجرای مسئولیت اش ،که حفظ امنیت جانی و مالی مردم است ، استفاده بکند . زمامدار وقتیکه قانونی را تنظیم میکند، نباید از خود این سئوال را بکند ، که آیا این قانون در راستای رضای پرورد گار است یا نه ؟ زمامدار فقط این نکات را مد نظر قرار میدهد ، که این قانون برای امنیت و آرامش جامعه ، دفاع از حق حیات ، آزادی ،وحفظ اموال  رعایا لازم است یا نه؟ البته ممکن است در این زمینه ، یعنی مسائل دنیوی اشتباه بکند ، امٌا از آن جائیکه این مسائل دنیوی  هستند، از خود سئوال میکند، و در این صورت تنها قاضی شخص او  است. مگر اینکه مردم بخاطر عدم شایستگی در انجام مسئولیت ایکه  به زمامدارمحول شده است ، در صدد سر نگونی او از قدرت باشند .

-          با وجود در هم پیچیدگی این تحلیل ، لاک  حق داشتن باورهای دینی را برای هر فردی محترم میشمارد ، بدون آنکه اصول اطاعت از قوانین مدنی را که یک اصل جهانشمول است ، آنرا تخریب بکند.با این حال ،نظم شکل داده شده به این تحلیل لاک ، هم ساده و هم روشن است ، ولو اینکه نتایج آن به نظر ما مخالف راًی عموم باشد .

-          لاک میگوید : زمادار با نشر تملام عقاید نظری که احتمال نتایج عملی داشته باشند ، باید مدارا بکند، مگر آن بحش ، که نتایج آنها ، مخالف منافع مادی دولت ، یا مخالف اخلاقیات نیکو باشند. احترام به  اخلاقیات نیکو ، برای دفاع از منافع مادی جامعه ضروری است . لاک این نکته نظر خود را ادامه میدهد و میگوید :نمیتوان به دینی اجازه فعایت داد ، که اصول آن دین ، در نتایج عملی ، مخا لف حفظ امنیت  جامعه مدنی باشد.  مثلأ نمیتوان به دینی اجازه ً فعالیت داد ، وقتیکه  این دین در بین پیروان خود ، عدم وفا داری به عهد  را تبلیغ بکند ، یا اینکه تبلیغ بکند، که اگر شهروندان با زمامدار هم دین نباشند، نمیتوانند زمامدار را از مقام اش   . ، بر کنار بکنند. این عقیدهً استدلالی  لاک ، بنظر ما کاملأ منطقی است،با وجود این ، همین عقاید استدلالی هستند  ، که به زمامدار حق میدهند ، که اجرای مراسم  دینی کاتولیکها  را ، در ملاء عام ، وتبلیغ به نفع آنان را منع بکند. لاک میگوید : البته کاتولیکها بطور آشکار ، از این دو موضوع ایکه ذکر کردم ، دفاع نمیکنند.  ( منظور عدم  وفا به عهد ، نداشتن حق عزل زمامدار از طرف شهروندان غیر همکیش ). امٌا وقتیکه کاتولیکها میگویند :وفا به عهد یک کاتولیک ، نسبت بع غیر کاتولیک ، اجبار دینی ندارد ، در واقع همین تبلیغ ، خود عدم وفا به عهد است . (همانطوریکه در ایران ، نظام ولایت مطلقه فقیه ، حتی در باره حقوق شهروندان ، غیر شیعه مندرج در قانون اساسی خود نظام ، کوچکترین وفا به عهد نمیکند . تاکید از مترجم )

-           یا اینکه کاتولیکها تبلیغ میکنند ، کسانیکه با کاتولیکها هم کیش نیستند ،  کافر هستند .! آیا وفا به عهد ، یک اجبار اخلاقی نیست ، که باید در تمام شرایط آنرا بجای آورد ؟  لاک این سخن را پیش میکشد : این سخن کاتولیکها ، چه معنی دارد ، که میگویند ، یک پادشاهی که از طرف پاپ ، رهبر کاتولیکهای جهان ، از مذهب کاتولیک اخراج شده است ، در واقع از پادشاهی عزل گشته است  ؟ معنی این گفتار ها ، دفاع از عدم اطاعت رعایای کاتولیک مذهب ، از پادشاه غیر کاتولیک  نیست ؟ بعلاوه لاک اضافه میکند ، چگونه میتوانیم  قبول بکنیم ، که در درون یک ملت ، افرادی بخاطر همکیشی ،زمادار را نسبت به خود بیگانه میدانند ،و  علنأ ، اعلام میدارند ، که باید از زمامدار بیگانه  ( یعنی پاپ ) اطاعت بکنند ، نه از زمامدار  مملکتشان ؟ ( اشاره لاک به کاتولیکها ی انگلستان در قرن هیفدهم ، در زمان جنگهای مذهبی  در انگلستان  است ، که تبلیغ میکردند ، که بجا ی اطاعت از پادشاه پروتستان  انگلیس ، کاتولیکها ، باید از پاپ اطاعت بکنند.  تاکید از مترجم  )

-          اگر با چنین رفتار ها در جامعه موافقت شود ، در آنصورت ، در واقع  به ایجاد دولت ، در دولت منتهی خواهد شد .برای اینکه در  آن موقع  زمامدار خارجی ، (اینجا منظور لاک  پاپ رهبر کاتولیکهای جهان است ) اجازهً تشکیل  یک حوزهً قضائی ، در کشور خواهد داشت  ، و پیروان خود را به جنگ علیه کشور شان  بکار خواهد برد .  معلوم میشود ، که « عقاید » عملی کاتولیکها ، با آرامش و نظم جامعه ، مغایرت دارد ، لذا مذهب آنها ، نباید در جامعه پذ یرفته شود . رفتار کلیسای کاتولیک ، نوعی فرقه گرائی است ، که برای خود ، قدرت دخالت در مسائل اجتماعی  قائل است ، در حالیکه نه به اصول کلیسا ، که وظیفه اش ارشاد جامعه است ، آشنائی دارد ، و نه به اصول دولت ، که وظیفه اش  حکومت کردن است ، آگاهی دارد .بعلاوه همانطوریکه در با لا اشاره  کردیم ، نمیتوان  به فرقه هائی    که علنآ  اعلام میکنند ، اگر به قدرت برسند ،  از قدرت برای نابودی  سایر مذاهب استفاده خواهند کرد ، امکان رسیدن به قدرت داد . اینجا  لاک ، این اصل سیاست را میپذیرد ، که میگوید : نمیتوان با دشمنان مدارا ، مدارا کرد . لاک میگوید ، آ نهائیکه سایر مذاهب ، و وعظ و ارشاد این مذاهب   را برای همکیشان خود، رد میکنند، نمیتوان با آنها  مدارا کرد . این گروه آدمها ، تا روزیکه فاقد قدرت هستند، تقاضای مدارا  و قبول آنرا در جامعه را دارند، امٌا تاکید میکنند ، اگر،همین کاتولیکها میتوانستند، پیروان سایر احزاب را از بین میبردند. ( خواننده گان توجه بکنند، که این اصل ، در همین عصر معاصر ، مورد بحٍث است ، که میگوید : آیا به دشمنان آزادی ، بنام احترام به آزادی ، میتوانیم آزادی بدهیم  ؟)

-          ضابطه ایکه لاک برای  ملحد  قائل است ، به نوبه حود ، چندان روشن نیست . او میگوید : الحاد ، یک بینش است، که به اعمال  خلاف حیا ت جامعه منتهی میشود، و تظاهر هر اندیشه الحادی  نباید در جامعه پذیرفته شود .لاک اضافه میکند ، کسانیکه وجود خدا را نفی میکنند ، نباید  با آنها مدارا شود . برای اینکه ، عهد و پیمان ، سوگند و ایمان  سالم ، که اساس  پیوستگی جامعه ً مدنی است ، نمیتوانند ، یک ملحد  را به قول خود پایبند کند . اگر در دنیا ، ایمان به یک میدا ء الهی نفی شود ، بسرعت ، جز بی نظمی و آشوب ، چیز دیگری ، جای آنرا نخواد گرفت . ( فراموش نکنیم ، که لاک یک فیلسوف ،و در عین حال دانشمند  خدا باور  و در ضمن ، بر اصول  اخلقیات ، سخت پابند است. به همین جهت ، وفا به عهد وقول ، را برای امنیت جامعه مهم میداند .( امٌا  لاک نمیدانست ، که 350 سال بعد از مرگ اش ، در سرزمینی ، بنام ایران ، یک رهبر  مذهبی  سیاسی ، که انقلابی  را رهبری میکرد ، در پاریس به ملت خود ، قول آزادی ، احترام به حقوق  انسان ها را وعده داد ، ولی وقتیکه به قدرت رسید ، به همه  این قول و عده را زیر پا گذاشت ،و وقتیکه یکعده از نزدیکان آقای خمینی جسارت کرده و به ایشان گفتند ، حضرت آقا ، شما در پاریس ، وعده و قول احترام به آزادی های فردی و اجتماعی میدادید ، امروز این و عده هارا زیر پا گذاشتید ! رهبر روحانی با کوچکترین ناراحتی وجدان ، فرمودند :خدعه کردیم !آنروز معلوم شد ، که نباید هرگز به گفته و وعده های  مسئولین این نظام ، اعتماد کرد –تاکید از مترجم .)

-          خاتمه – معلوم میشود ، که استراتژی  استدلالی لاک ، در رسا له : Epistola    روی  دو طرح مشخص، چنین گسترش داده است . در اولین  بخش ، لاک بر اندیشیدن  روی منشآ ء و کار کرد  جامعه مدنی ، نشان میدهد ، که برای  اینکه انسانها ، از تجاوزات و صدمات  ایکه ممکن است ، در جامعه ابتدائی (طبیعی ) بهم دیگر وارد سازند، لزوم جامعه مدنی  را درک کرده اند. تنها وظیفه ً اساسی  قدرت حکومتی ، که حفظ جان ، مال ، آزادی  افراد در جامعه است ، میتواند پاسخگوی سر آغاز  حقیقی و روح بنیادی  تشکیل جامعه مدنی باشد . از این منظر ، زمامدار ، وظیفه ً روحانی ندارد ،وزمامدار  نمیتواند این وظیفه را تا حد اجبار و الزام شهروندان ، به گرویدن به دین خود گسترش داده ، وآن  دین را تنها راه نجات آخرت  قلمدادبکند . آنچه  که معلوم است ، وقتیکه شهروندان ، راه قرابت به پروردگار  را ، از طریق باورهای دینی خود ، آنچنان که فکر میکنند ، که باعث رضای خداوند خواهد بود ، جستجو می کنند ، اعضای  چنین جامعه مدنی ، با این اعمال عبادی شان ، مزاحم اموال  دنیوی  هموطنان خود نمی شوند.  بهمین جهت ، مدارا تا این حد  در جامعه پذیرفته میشود . لاک میگوید : هرکس آزاد است ، خدائی را که به  آن ایمان دارد ، هر اندازه و هر نوعی که میخواهد ، به او پرستش بکند، بشرطی که مزاحم جان  ، آزادی   و اموال دیگران نشود . لاک ، بعد از اندیشیدن ، در باره ً ذات و جوهر ماهیت  ایمان ، در را بطه ایکه مئومن با خدا وند خود دارد ، به این نتیجه میرسد ، که فقط صدق  ایمان  باطن ، باعث نجات  آخرت  مئومن میشود ، تظاهر به دین ، برای نجات آخرت بی فاید ه است .  از منظر لاک  ایمان  مقولهً باطنی ،و مسئله ایست  ، بین  مئو من و پروردگار اوست . حتی اگر مئومنی ، همراه با هم کیشان  خود ، به خداوند ، آنطوریکه در کتابهای آسمانی قید شده است  عبادت میکند-(نظیر نماز جماعت اجباری ، در ولایت مطلقه فقیه  در ایران امروز ً) با وجود آ ن جمع مئومنان ،باز هم مسئله ایمان شخص  به پروردگار ، حتی در آن جمع ، ماهیت  رابطه فرد با خدای اش را از دست نمیدهد . ایمان دینی مسئله ایست  شخصی ، بین فرد و خدا وند ا ست .لذا  چنین ایمانی ، با استفاده از سرکوب ، الزام و اجبار ، بیگانه است . در این زمینه  سلاحها ئیکه زمامدار در اختیار دارد، کاملأ فاقد قدرت اند.(ایکاش روحانیون چماقدار حاکم در ایران، این مسائل را می دانستند ،و می فهمیدند ،و جامعه ایران را با این دین اجباری  و مردم فریبی شان ، به این همه تباهی نمی کشیدند .)

-          این  استدلال  دوم لاک ، در رد عدم  مدارا ، از هر نقطه  ایکه ناشی بشود ،وزنهً سنگینی را با خود  به همراه دارد .. برای اینکه نشان میدهد ، که به هیچ وسیله ای ، ولو اجبار ، نمیتوان  عملأ ، انسانی را  وادار به باور عقیدهً ایمانی کرد ، که به آن اعتقاد ندارد .  وجدان دینی ، تفکر و ایمان  انسان  ، از خداوند اطاعت میکند ، نه از فرد ( ولو اینکه پاپ  و یا آیت الله باشد . تاکید از مترجم )

-          این استدلال  دوم لاک ، بنظر چنین میرسد ، که اصول  اساسی سیاست ایکه ، از  دولت در منظر مردم  باید روشن شود ، بطور روشن و آشکار تفهیم نمیکند، که دولت یک نهادی است ، ناشی از خواسته داوطلبانه ملت است ، که برای حفظ منافع دنیوی مردم تشکیل میشود. بهمین جهت نیز ، بیشتر از هر زمان از هر نهادی ، شایستگی جلب اعتقاد راسخ را دارد. چونکه این نهاد ، (یعنی دولت ) ، ارائه شایستگی ، که در هر فرد نهفته است ، برای ادامهً جامعه کافی میداند،و از شهروند ، بیش از این انتظار ندارد . لاک میگوید : غیر ممکن است ، از منظری که ما هستیم ، و فکر میکنیم ، چیزی را نوع دیگر  ببینیم و یا در باره ً آن به طرق دیگری فکر بکنیم، ولو اینکه بخواهند ، به انواع آزار و شکنجه ، ما را تهدید بکنند.در واقعاین اندیشه  در استدلال لاک بهم پیوند میخورند،و دومین دلیل روشنی است ، در تائید اوٌلی . اگر باورهای دینی را نمیتوان تحمل کرد ، باید اعتراف کرد ، که تمام قدرت های سیاسی ، که هدفی جز حفظ منافع دنیوی شهروندان را تعقیب بکنند،اعمالشان مخالف خواسته های مردم محسوب میشوند. چونکه ، مسئولیتی را تعقیب میکنند، که برای آن مسئولیت  تعین نشده اند ، و نمیتوانند آنرا انجام بدهند . (ناتوانی نظام ولایت مطلقه فقیه در ادراه مملکت ،و جامعه درست در این نکته  نهفته است ، روحانی ایکه در رشته های اقتصاد ، سیاست ، دیپلماسی ، نظامی ، و سایر رشته های لازم برای ادارهً کلان جامعه علم ، تخصص و تجربه  ندارد ، فقط به صرف اینکه  چند سالی فقه و احکام  مذهب شیعه را خوانده است ، نه تنها میخواهد  رهبر دینی باشد ، بعلاوه سیاستمداری هم بکند .  نتیجه اش رامروز  ملت مشاهده میکنند –تاکید از مترجم ) 

-          از این نظر ، رساله مدارای دینی  ، دقیقأ بر اندیشه های سیاسی لاک ، پیوند خورده است ، ونتایج  این اندیشه ها  را تاًئید میکند. با نشان دادن بیهودگی و عبث بودن -اجبار سیاست مسحیت( یا هر دین دیگر.تاکید از مترجم )  – اندیشه های لاک ، بخوبی نشان میدهند ، بهتر است ، که حقوق ، آزادی عقاید سیاسی ، مذهبی ، فرد را در مقابل تجاوزات قدرت حکومتی گسترش داد. لاک بیهودگی  هر نوع تلاش از طرف قدرتهای حاکمه  چه دینی ،و چه سیاسی ،در زندانی کردن اندیشه را نشان میدهد . (ادامه دارد )

-          نقدی بر مدارای دینی جان لاک ، به قلم  Jean-Fabien –SPITZ. استاد فلسفه سیاسی در دانشگاه سوربن پاریس .ترجمه از :کاظم رنجبر .دکتر در جامعه شناسی سیاسی

-          Kazem.randjbar@wanadoo.fr

-          اقتباس بطور کامل ، یا به اختصار ، با ذکر نام  نویسنده ، مترجم ،وسایت عصر نو ، بلا مانع است .

-           

-          پایان . –ملاحظات پایانی –کتاب نامه  (ادامه دارد )

 
 

بازگشت به صفحه اول

|

|

http://JebheMelli.net

Persian Font
Free Download

Visit Mossadegh Section our Solute to Dr. Mohammad Mossadegh
And visit
JebheMelliArchives.net the Archive Site for INF-US

This website is published by Iran National Front - USA; organized by Iran National Front-New York Section.
Iran National Front USA - PO Box 136, Audubon Station - NYC, NY 10032 - 
Contact@JebheMelli.net
Webmaster: webmaster@JebheMelli.net

© Copyright 2000, 2001, 2002, 2003, 2004, 2005  Iran National Front USA, all rights reserved.