Iran National Front, USA

Home Page

Views | News | Statements | Documents

Culture & Civilization: " The Place of Religion in Modern Democracies " ] Part 3- Section 8
John Lock Believes that the Ruler Has no Right to Force the Religion,
Traditions and Special Worship to Its Citizens.
By: Dr, Kazem Ranjbar
December 2005

 

Please be patient, the below are graphics and may take a moment to load.
This web page is printable.

-         جایگاه دین در دموکراسی های مدرن.

-         فصل سوٌ م، بخش هشتم .

-ازمنظر جان لاک ، زمامدار حق الزام و اجباردین معین وآداب ونیایش مخصوص بر شهروندان را ندارد.

 

 

 

اعمال عبادی ، وظایف دینی ، نجات روحی ، وآخرت شهروندان ، در حیطهً مسئولیت زمامدار نیست ، زمامدار باید  شهروندان را در باورهای دینی و ایمانی ، واجرای آنها آزاد بگذارد. اگر بخشی از شهروندان در جستجوی نجات آخرت خود نیستند، و یا از وسائلی استفاده میکنند، که به نظر زمامدار ، آنها را به باطل میکشانند، در نهایت این خود شهروندان هستند، که ممکن است به باطل کشیده شوند، لذا نباید قدرت حاکمه شهروندان را علی رغم خواسته های آنها ، از اشتباهاتشان جلو گیری بکند. از نکته نظر لاک ، منطق مدارا در اینجا  بطور صریح و آشکار خود را نشان میدهد، نباید فراموش بکنیم ، که لاک یک فیلسوف آزاد منش و لیبرال است .لاک اضافه میکند و میگوید : هیت حاکمه وظیفه ندارد ، رفتار افراد رادر  جستجو منافع دنیوی ، به این علٌت که استعداد و کارائی آن را ندارند، نظم و ترتیب بدهد. همانطوریکه زمامدار به مردم دستور نمیدهد، که مواظب سلامتی خود شان باشند، ویا سعی بکنند ثروت جمع بکنند.زما مدار وظیفه ندارد، که راه و چگونه ثروتمند شدن را به مردم نشان بدهد. پس زمامدار چگونه به خود حق میدهد، که به مردم راه نجات آخرتشا ن را نشان بدهد. در هر حا ل ، راهی را که مردم انتخاب کرده اند، هر چه باشد، در درجهً اول ، مزاحم دیگران ،نظم جامعه ،و همسایگان خود شان نیست.

این روش استدلال ، یک نقش اساسی در تو ضیح اندیشه های لاک دارد. برای اینکه نشان میدهد، که مسئله اساسی در مقوله مدارا ، مسئله سیاسی است. برای اینکه مسئله مهٌم این نیست که بدانیم فلان دین ، دین حق است ، بلکه باید بدانیم آیا آن دین مانع اجرای وظایف دولت میشود یا نه ؟مبنای احکام ، اصول و روش نیایش در یک دین اگر در محدودهً مئو من وپروردگار باشد ، مانع اجرای وظایف دولت نخواهد بود.

مسلمأ به لاک ایراد خواهند گرفت ، که این دو موضوع ، دخا لت زمامدار در امور دینی ، و یا در امور سلامت شخصی ، یا راه و روش ثروتمند شدن ، قابل مقایسه نیست، که مورد پسند خداوندباشد،و تمام مئومنان  امیدوار هستند، که آخرت شان نجات خواهد یافت .

لا ک به این اعتراض چنین جواب میدهد : خداوند، تمام ادیان و تمام احکام انسانها را قبول خواهد کرد، بشرط اینکه این احکام را با صدق باطن و بدون تزویر و ریا ، از طرف مئومنان بجای آورده شوند. همچنین ، بشرطی که یک زندگی توام با تقوا دا شته باشیم، و به قوانین اساسی مسحیت پایبند باشیم. پس راههای متعددی برای نجات آخرت وجود دارند. (فراموش نکنیم ، که لاک فرد مئومن و وخداشناس بود ،و این مطالب را 350 سال پیش در جوٌ جنگهای ویرانگر مذهبی جامعه انگلستان مینوشت ،وبا وجود این ، خود نیز برای حفظ جان اش مجبور به  خود تبعیدی به فرانسه و هلند شده بود . تاکید از مترجم )

با کنار گذاشتن جنبه های ظاهری دین ، که برای خداونداهمیت چندانی ندارد، و در عین حال ، مانع از هم پاشیدگی وحدت مسیحیت میشود، با ایمان داشتن به مذاهب مختلف ، راههای متعددی وجود دارند، که به  نجات آخرت انسان منتهی میشوند. لاک میگوید : تمام مسیحیان روی اصول  اساسی دین و آن چیزیکه اصل مهٌم محسوب میشو ند و به نجات آخرت انسان منتهی میشود، با هم توافق دارند، فقط روی مسائل غیر مهم است ، که به جدائی و نفاق کشیده میشوند. لاک  بر خلاف عقایدی  که در رساله 1660 خود ارائه میداد ، این بار متوجه میشود ، که نمیتوان به آنها ئیکه اعتقاد دینی دارند تفهیم کرد، آنچه که درآنها انگیزه و تعصب دینی ایجاد میکند، در اصل چیز فرعی و بی اهمیتی هستند. .وقتیکه یک مئومن بر این باور است که در مراسم نیایش ، اگر کشیش جلیقه سفید آستین کوتاه بپوشد، او به نجات آخرت دست نخواهد یافت، نمیتوان چنین فردی را قانع کرد ، که او راه اشتباه میرود .نجات آخرت  ربطی به پوشیدن یا نپوشیدن جلیقه سفید آستین کوتاه کشیش ندارد.

 (در طول جنگهای مذهبی در انگلستان بین کاتولیکهاو پرتستانها ، یکی از مسائل اختلاف ، همین نوع لباس کشیشها بود کشیشهای کاتولیک در مراسم مذهبی ، بر روی لباده سیاه خود جلیقه ای آستین کوتاه  از پارچه سفید می پوشند، که در زبان فرانسه به آن جلیقه  le surplis  میگویند، این جلیقه در بین پروتستانها مرسوم نیست . یکی از اختلافات  بین پروتستانها با کاتولیکها همین جلیقه بود ، که بسا باعث کشته شدن هزاران انسان بیگناه ولی متحجر و تنگ نظر دینی شد . دراسلام نیز  بین اهل تسنن وشیعه ، مثلأ استفاده از مهرنماز  ، که معمولأ از خاک ، شهر های مقدس برای شیعیان ، ساخته میشود، مایه اختلاف است. اهل تسنن ، این عمل شیعیان را نوعی بت پرستی بحساب میاورندو میگویند ، پیامبر اسلام (ص) پیشانی اش را در هنگام نماز مستقیمأ بر روی خاک میگذاشت ، شما این رسم را از خودتان در آورده اید. چه بسا برای همین موضوع چه خونهائی در جنگهای سنی و شیعه کشته شده اند. منظور لاک همین جزئیات است ، که ربطی با ایمان واقعی و نجات آخرت مئومنان ندارد . تاکید از مترجم )

مهم است که یاد آوری شود ، که استدلال لاک بر این اصل مبتنی نیست، که همهً راها ، ما را به خدا هدایت میکند.

.لاک متوجه میشود، که همه مردم را نمیتوان به آسانی قانع کرد، که دین و آداب نیایش به پروردگار از جانب دیگران ، همان ارزش معنوی نیایش و آداب آنها را دارد،و به نجات آخرت منتهی میشود .در صورتیکه افراد فکر میکنند، که خارج از دین و کلیسا ، وآداب و رسوم نیایش  آنها ، هیچ نجات آخرتی نیست . پس نباید چنین استدلالی کرد که اجرای مراسم ظاهری دین چندان اهمیت ندارد، بلکه باید به فرد فرد جامعه، تفهیم کرد، که اجرای مراسم دینی کسانیکه صاحب و ومذهب دیگر هستند،منافع مادی شما را زیر سئوال نمیبرند آنچه که مربوط به نجات آخرت دیگران که در  در سایر ادیان وجود دارد، و اگر کسی فکر میکند، که پیروان این ادیان به جهنم خواهند رفت ، خصوصأ اینکه ، مرا مجبور نمیکنند، که در جهنم رفتن شان ، من آنها را همراهی بکنم ،کجای این عمل آخرت مرا به خطر میاندازد ؟

 (حتمأ شنیدید ، که آقای جنتی در هزاره سوم ، پیروان سایر ادیان و مذاهب را عنوان « حیوان» لقب دادند. تازه ایشان در ایران عنوان  عا لم ربٌانی و بعضی از این حضرات چون آقای مصباح یزدی ، عنوان علا مه فقیه عالیقدر ،  را با خود یدک میکشند    ودر هزارهً سوم زندگی میکنند  ،با مقا یسه این نوع دٌر افشانی ها ، حسا ب آن کشاورزفقیر و بیسواد  انگلیسی در قرن هیودهم را  باید کرد ، که چگونه آلت دست کشیشهای تشنه قدرت و ثر وت بودند، و فکر میکردند ، تنها دین و مذهب آنها ست که مذهب حق ، محسوب میشود . تاکید از مترجم )

لاک میگوید ، برای رسیدن به تفاهم و مدارای دینی در بین مردم، باید از این فرضیه حرکت بکنیم ، که : تنها یک دین حق ، و یک آئین و یک شکل ایمان وجود دارد، که مورد قبول خداوند است. پس لازم است ، اصول و نحوهً نیایش آن دین را بجای آورد. در اینجا این سوال پیش میاید ، که اگر ما این استدلال را قبول بکنیم ، آیا میتوانیم مقوله مدارا را به جامعه توجیه بکنیم ؟ (منظور لاک اینست که در آن صورت مدارای دینی به چه درد میخورد ؟تاکید از مترجم ) لاک میداند ، که نمیتوان به آسانی جامعه را قانع کردبرای اینکه باید قبل از هر چیز ، در بین ادیان موجود ، مشخص کرد ، که کدام یک دین حقیقی  است ؟ برای جواب به این سئوال ، باید معین کرد ، که در بین تودهً مردم، کدام فرد میتواند دین حقیقی را به یقین تشخیص داده و به مردم معرفی بکند؟ در هر صورت دلیلی ندارد ، که وظیفه ً تشخیص دین حقیقی ، به فلان شخص ، بجای فلان شخص دیگر محول کرد . (به عنوان مثال آیا پاپ باید دین حقیقیقی  را تشخیص بدهد ، یا مثلأ آیت الله  خمینی ، یا شیوخ  الازهرقاهره  ، یا آیت الله مصباح یزدی ، یا اسقف کلیسای ارتد کس روسیه ، یا خاخام بزرگ اسرائیل ؟ تاکید از مترجم )

با برسی خصوصیات زمامدار ، مشخصات ایکه بخاطر مسئولیت اش در جامعه ، او را از افراد عادی متمایز میسازد، با وجود این نیز نمیتوان قبول کرد، که موقعیت شغلی ، و مسئولیت او ، به زمامدار آنچنان امکانی را میدهد ، که بتواند ، بهتر از دیگران دین حقیقی را بشناسد.پس تشحیص دین حقیقی در دایره مسولیت زمامدار نیست. (امٌا اگر زمامدارمثل ایران هم رهبر سیاسی باشد و هم رهبر مذهبی ،و بخواهد با چوب وچماق ، تهدید ، زندان و قتل ، همه را پیرو دین وبینش دینی خود ، بنام اسلام ناب محمدی آقای خمینی بکند ،و علنأ آنرا نیز بخواهد  بنام انقلاب اسلامی به سایر کشورها صادربکند ، چه اتفاقاتی در جامعه پیش میاید ؟ آن موقع چه میشود ؟ همان میشود که 27 سا ل است ملت و مملکت در نا امنی اجتماعی ، اقتصادی ، و فرهنگی ، اخلاقی  و حتی بحرانهای سیاسی ، و جنگ خانمانسوز 8 ساله روبرو کرده اند. و تازه باش تا صبح دولت ا ت بدمد، چه بسا  این عناد و جهالت استبداد دینی ،به تجزیه کشور نیز منتهی بشود  .تاکید از مترجم )

 اینجا لاک به یک شکل مشخص ، به استدلالی تکیه میکند، که آن استدلال ، بر عدم آگاهی فرد در تشخیص دین حقیقی است. او میگوید : شخصی در جامعه وجود ندارد ، که شغل، و تحصیلات  او ، به او اجازه و امکان تشخیص دین حقیقی را بدهد در این زمینه نیز «خبره »متخصص وجود نداردکه دین حقیقی را مشخص بکند. (مگر در ایران مجلس خبره گان رهبری که برای ملت 70 ملیونی« دین حق» را یافته است  و ملت باید با چوب و چماق ، تهدیدها ی به مرگ این «دین حق» آخوند ها را ولو به تظاهرو پوشیده در ریاو تزویر قبول بکنند  ! تاکید از مترجم )

لاک این مثال را میآورد :فرض بکنید که من بیمار باشم و بدانم که فقط یک داروی منحصر به فردی وجود داشته باشد، که میتواندبیمار را معالجه بکند. در عین حال که میدانیم این دارو وجود دارد، امٌا نا شناخته است ، و هیچ فردی توان تشخیص یقین و مطمئن آنرا از سایر داروها را ندارد.آیا در چنین شرایطی آیا عاقلانه است که این عمل  تشخیص ویقین را بعهدهً زمامدار بگذاریم ؟در حالیکه میدانیم که شناخت و یقین او در این زمینه بیشتر از دیگران نیست.این شناخت را  به عهدهً زمامدار  گذاشتن غیرعاقلانه است.

در بارهً موضع مورد بحث ما کاملأ روشن است: من در جسجوی نجات آخرت خودم هستم و میخواهم خود را از عذاب جهنم نجات بدهم ، چونکه به این توافق رسیده ام ،که فقط یک دین وجود دارد ، که مرا از مرگ ابدی نجات میدهد، و در عین حال میدانم ، که در بین ا نسانها ، فردی چنین امکانی را ندارد، که بطور یقین این دین را از  سایر ادیان تشخیص بدهد،و زمامدار که خود نیز در این مورد آ گاهی بیشتر از خود من ندارد ، دینی را به من پیشنهاد بکند ؟!بلهیت و حماقت این عمل، یعنی تشحیص آنرا به عهدهً زمامدار گذاشتن  کاملأ آشکار است.

در اینجا ، دلیل لاک ، روی تحلیل آگاهی زمامدار تکیه میکند.زمامدار آ گاهی و هنرش در اداره جامعه از مردم عادی بیشتر است، خصوصأ بوسیله امکاناتی که انحصارآ در اختیار دارد.(استفاده از قانون و اجرای آن ) ، این امر معلوم و مشخص است.لاک با آزمایش دقیق هنر حکومت کردن زمامدار ، نشان میدهد، که با وجود این ، هنر و آشنائی به امور ادارهً جامعه ، به زمامدار امکان تشخیص دین حقیقی را از دین غیر حقیقی را نمیدهد. آشنائی زمامدار به یک علم مخصوص ، (در اینجا منظور از علم مخصوص ، مدیریت جامعه مدنی است )به زمامدار این امکان را را نمیدهد، که روی مسائل ایکه در حیطهٍ آشنائی آن علم نیست، که نظر بدهد. نا آشنائی زمامدار در حیطهً دین ، مانع آن نمیشود، که در ادارهً جامعه ، ضرر و منافع عموم را مشخص نکند. این تحلیل لاک ، شامل سایر مشاغل نیز میشود. به عبارت دیگر ، به صرف اینکه فردی صاحب فلان حرفه و شغل است ، نمیتواند دین خقیقی را از دین غیر خقیقی تشخیص بدهد. وانگهی این نتیجه گیری از تحلیل ، شامل تمام مشاغل انسانی میشود. امٌا شغل زمامدار ی ، جدا از سایر مشاغل است. برای اینکه در محدودهً یک دولت معین ، زمامدار ، بدون امکان اعتراض مردم ، در مسائل ادارهً جامعه ، آنجائیکه  مربوط به هنر حکومت کردن است ، تصمیم میگیرد، به عبارت دیگر ، زمامدار در ادارهً مملکت تنها تصمیم گیرند است، در صورتیکه در سایر مشاغل چنین نیست.به عنوان مثا ل  در جامعه، پزشکان و معماران متعدد با عقاید واندیشه و ادیان متعدد وجود  دارند، در صورتیکه فقط یک زمامدار  (پادشاه ، رئیس جمهور ،-یا رهبر در ایران امروزی  )در جامعه است . واین زمامدار حق دخا لت در باورهای دینی جامعه را ندارد .

 لاک به این نتیجه میرسد، که توافق بر این موضوع، که تنها یک دین حقیقی وجود ندارد، هیچ مشکلی را حل نمیکند. اینکه زمامدار بخواهد، به شهروندان یک دین و یک روش پرستیدن خدا را تحمیل بکند، مسلمأ شهروندان به این اجبار تن نخواهند داد. برای اینکه تشخیص دین حقیقی در حیطهً امکانات علمی و حکومتی زمامدار نیست .در نتیجه فقط یک اصل پیش روی زمامدار باقی میماند، وان این است ، که اگر یک دین حقیقی واحد وجود دارد، در آنصورت وظیفه ً هر فرد است که آنرا خود شخصأ پیدا بکند.

لاک میگوید : آنچه را که انسان هاباید در جستجوی دین حقیقی ،عملأ از خود نشان بدهند، عبارتند از : دقت ، مطالعه ، تحصیل ،و بکار بردن آن دین در عمل و صداقت در ایمان است ، تا معلوم شود ، که فرد شایسته پیدا کردن دین حقیقی است (منظور لاک اینست که آدمهای بیسواد ، آ لت دست شیادان و شارلا تان های دین فروش میشوند .، ، نمونه زنده آن در ایران است ، که قرنها روحانیون مخالف ، تحصیل تودهً مردم و خصوصأ دختران ایرانی بودندو هنوز هم با انواع حیله ها، مخالفت میکنند ، که تودهً مردم جاهل و نادان بمانند ،و حضرات در این جو جهل و نادانی خود را عا لم ربانی ،و علامه جا بزنند و بر گرده ملت سوار شوند .تاکید از مترجم )

. چنین رفتار و کردار انسانها را دررابطه با جستجوی دین حقیقی، نباید از زاویه شعل و منصب نگاه کرد .(منظور لاک در اینجا اینست ، به صرف اینکه فردی روحانی است و در کسوت روحانیون است ، یافتن دین حقیقی از طرف آن شخص ، تامین و تضمین نشده است .تاکید از مترجم ) در مقابل آنهائیکه فکر میکنند ، که زمامدار میتواند، بهتر از دیگران ، شهروندان را به راه دین حقیقی راهنمائی بکند، لاک در رد این نظریه میگوید : فرض بکنیم ، که نه تنها یک دین حقیقی وجود دارد ، و زمامدار نیز تنها فردی است که استعداد و شعور تشخیص دین حقیقی را از سایر افراد جامعه را نیز داشته باشد. ( مثل  ایران امروز که روحانیون حکومتی ،  ادعا میکنند ، که دین حقی را آنها دارند و آنها فقط شعور شناختن دین حقیقی را دارند !!!تاکید از مترجم ) نمیتوانیم این اصل را فراموش بکنیم ، ولو اینکه بر فرض بهتر از هر کس مسائل دینی را بداند، ولی احتمال اشتباه کردن زمامدارمثل همه مردم ، نیز وجود دارد . اگر زمامدار اشتباه بکند، وبجای اینکه مرا به نجات آخرت راهنمائی بکند، به گمراهی بکشد، در این صورت ، زمامدار نمیتواند در این مسئله بخصوص ، (گمراه کردن من )جبران خسارت بکند.در صورتیکه بر فرض مرا برای ثروتمند شدن راهنمائی بکند،و اگر در این عمل اشتباهی از زمامدار سر بزند، و من تمام ثروتم را از دست بدهم ، در اینصورت میتواند با پرداختن معادل مبلغ از دست داده  به  من ، جبران اشتباه اش را بکند. ملاحظه میشود ، اگر چه (بر فرض ) زمامدار یک موقعیت شغلی استثنائی ، در جستجوی دین حقیقی هم برخوردار باشد، امٌا چون بطور مطلق نمیتواند ، عدم اشتباه خود را تضمین بکند، در نتیجه آنهائیکه بر این استدلال تکیه میکنند، که زمامدار حق اجبار شهروندان را در انتخاب این یا آن دین را دارد  ، دلیل شان بی پایه است.

حتی اگر فرض بکنیم ، که دین زمامدار همان دین حقیقی باشد که نجات آخرت شهروندان را تامین میکند، در این صورت ، یا زمامدار استعداد نشان دادن حقیقت دینی خود را به شهر وندان را دارد، و در چنین حالتی زمامدار به اجبار شهروندان  احتیاج ندارد ، بلکه باید آنها را قانع بکند.فرض را بر این بگیریم ، که زمامدار شهروندان را مجبور نکند، بلکه فقط سعی بر اقناع آنها را داشته باشد، اگر زمامدار نتواند بخشی از شهروندان را قانع بکند، و شهر وندان دین زمامدار را قبول نداشته باشند، در آنصورت زمامدار با استفاده از قدرت خود، حد اقل آنها را مجبور خواهد کرد ، که مردم تظاهر به باورها ی دینی و اجرای اصول زمادر را بکنند . (همان چیزیکه ما امروز در ایران ولایت مطلقه فقیه ، بازورو چماق پاسدار و حزب ا الله ، نیروی گشت منکرات  شاهد هستیم .تاکید از مترجم ) لاک میگوید : آیا تظاهر همراه با عدم ایمان باطنی ، این است دین ایکه میخواهد ما را به نجات آخرت هدایت بکند ؟ جواب مسلمأ منفی است .برای اینکه این تظاهر به داشتن دین زمامدار و اجرای مراسم آن ، از ایمان باطنی ناشی نمیشوند . اگر ایمان صادقانه و باطنی باشد ، احتیاح به اجبار قبول دین نیست .(ای کاش ملا های ایران حد اقل در عمرشان یکبار مدارای دینی جان لاک را میخواندند. گویا این کتاب در ایران توسط انتشارات نی چاپ ومنتشر شده است ..ولی وقتیکه رهبر انقلاب ملت را صغیر و نادان میداند ، همانطوریکه محمد رضا شاه ، میخواست ملت را با چوب و دگنک ، به دروازه های تمدن بزرگ برساند، این یکی هم در لباس روحانیت ، میخواهد ملت را به همان چوب و دگنک به بهشت بفرستد .تاکید از مترجم )

در واقع ، ما به اساس و پایه  استدلال لاک بر میگردیم ، که میگوید : بیهوده است که برای نجات آخرت من ، اجبارأ به من کمک بکنند ، برای اینکه اگر ایمان من به دین ، از باطن و قلب من ناشی نشود ،بدرد نجات آخرت من نخواهد خورد.بر عکس ، همانطوریکه در صفحات گذشته دیدیم ، یک مانع اضافی خواهد شد ، که من به نجات آخرت دست یابم ، حتی به گناه تبدیل خواهد شد. چون در اصل ، به آن چیزیکه باورندارم ، به دروغ ، تظاهر به آن میکنم . لاک مینویسد ، نتیجه بگیریم ، راه باریک ایکه انسان را به پروردگار هدایت میکند ، برای زمامدار همان اندازه نا معلوم است ، که برای یک فرد عادی . من زمامدار را بعنوان یک راهنما ی مطلقأ یقین برای این راه انتخاب نمیکنم . خلاصه فرض بکنیم ، که یک دین حقیقی وجود دارد ، در عین حال نیز نمیتوانیم مطمئن باشیم ، چه بسا ادیان دیگری نیز وجود دارند ، که موجب رضای خدا وند باشند، برای اینکه ما راهنمای مطلق نداریم، پس نمیتوانیم  بشناسیم کدام دین حقیقی است.

لاک در رابطه با مدارا،  با باورهای دینی مختلف ، فرا تر از این میرودو میگوید : فرض را بر این بگیریم ، که فقط یک دین حقیقی در جهان باشد ، با وجود این در اصل مسئله تغیری روی نخواهد داد . برای اینکه ، برای نجات آخرت ، آنهائیکه این دین،  بر آن ها تحمیل شده باشد ، هیچ اطمینان نیست که آنچه را که به عنوان مراسم عبادی بجای میآورند ، از صدق ایمان بجای میآورند ، یا بر آنها تحمیل شده است. هیچ دین تحمیلی ، ولو دین حق هم باشد ، نجات آخرت انسان را تامین و تضمین نمیکند. لاک اضافه میکند و میگوید . ایمانی که از صدق باطن و از درون قلب مئومن ناشی نشود  ، هرگز انسان را نجات نخواهد داد.(ادامه درد )

نقدی بر رسالهً مدارای دینی جان لاک .به قلم Jean-Fabien SPITZ  استاد فلسفه سیاسی در دانشگاه سوربن پاریس .ترجمه از کاظم رنجبر دکتر در جامعه شناسی سیاسی .kazem.randjbar@wanadoo.fr

-اقتباس بطور کامل و یا با اختصار ، باذکر نام نویسنده ، مترجم ، وسایت عصر نو ، بلا مانع است.

----------------------------------------------------------------------------------------------جایگاه دین در دموکراسی های مدرن

فصل سوم- بخش نهم .

«دین حق» از منظر جان لاک (ادامه دارد )

 

 
 
 
 

 

بازگشت به صفحه اول

|

|

http://JebheMelli.net

Persian Font
Free Download

Visit Mossadegh Section our Solute to Dr. Mohammad Mossadegh
And visit
JebheMelliArchives.net the Archive Site for INF-US

This website is published by Iran National Front - USA; organized by Iran National Front-New York Section.
Iran National Front USA - PO Box 136, Audubon Station - NYC, NY 10032 - 
Contact@JebheMelli.net
Webmaster: webmaster@JebheMelli.net

© Copyright 2000, 2001, 2002, 2003, 2004, 2005  Iran National Front USA, all rights reserved.