|
ملیت ها و یا قومیت ها ؟
حسن
علیزاده – لوس انجلس
بعد از جنگ جهانی دوم در
ایران دو واژه «ملیت»
Nationality و «قومیت»
Ethnic Groups
(1)در ادبیات سیاسی ما
وارد شد و جنجالهای بسیاری آفرید که هنوز هم این جنجال ها ادامه دارد.
اولین حزب و سازمان چپ ایران یعنی حزب توده ایران تحت تاثیر اتحاد جماهیر
شوروی حقوق «خلق» ها را در ایران مطرح کرد و تا سرحد جدایی بخشی از خاک
ایران ، پیش رفتند.(2)
آنچه که بسیار مهم است این
دوستان «ملیت» های ایران را به شش گروه کرد، ترک، ترکمن،
عرب، بلوچ، فارس تقسیم می کنند و
همیشه از ستم فارس ها بر دیگر «ملیت» ها فریاد بر می آورند.
اولین سئوالی که مطرح شده ،و
میشود، و هرگز به آن پاسخی نداده اند اینکه نگارنده گیلکی و یا مردمان
استان شرقی گیلان ، یعنی مازنداران، و یا لر بختیاری ، آسوری، قشقایی و یا
ارامنه ساکن ایران و یا.... در کجای این تقسیم بندی آنها قرار دارند؟ اگر
نگارنده گیلکی در گروه فارس نیستم، همانند آسوری، لر بختیاری و...، آیا
این حق به ما داده می شود که همان حقوقی را که برای گروه های پنج گانه خود
قائل هستند، برای ما هم قائل شوند؟ اگر جواب آری است چرا نامی از این
«ملیت» ها نمی برند و خواستار حقوق آنها نمی شوند؟
دوم آنکه بعد از حمله اعراب
به ایران تا به امروز گذشته از عربها- ترکها، ترکمن ها و بلوچ ها بر
سرزمین ایران حکومت رانند و بیشترین ستم ها و جنایات را نه تنها بر مردمان
ایران زمین بلکه بر مردم قوم خود روا داشتند.حتی اگر کابینه های تشکیل شده
از فردای 22 بهمن 1357 تا به امروز را مورد مطالعه قرار دهیم خواهیم دید
اکثر رییس جمهوری های حکومت جمهوری اسلامی ، اگر نه تمامی آنها، فارس
نبودند.اکثر وزیران کابینه های گذشته و کابینه کنونی را فارس ها تشکیل نمی
دهند. حتی رهبر ولایت مطلق فقیه امروزی رژیم ملایان هم فارس نیست. در این
14 قرن گذشته نزدیک به دو سوم از خاک ایران توسط همین «قوم» ها از ایران
جدا شد که نمونه آخرین آن هم در زمان حکومت «ترکمن» های قاجار طی دو ننگین
نامه ترکمنچای و گلستان قسمتهای شمالی ایران ، جمهوری های آسیای میانه، از
ایران جدا شده و به شوروی سابق ملحق شد. آنچه در این چهارده قرن رخ نداد
حکومت فارس ها بر دیگر اقوام بود. نزدیکترین حکومتی که می توان نام برد
حکومت زندیان می باشد که آن هم فارس نبودند بلکه از اقوام لر بختیاری
بودند. ویا می توان از حکومت بسیار کوتاه آل بویه نام برد که از گیلان سر
برخواستند. حال معلوم نیست که این ستم ملت! فارس ها! بر ملیت های دیگر ! در
چه زمانی و در کجا صورت گرفته است. اشتباه نشود قصد من مقصر دانستن این و
یا آن قوم نیست بلکه میخواهم نشان دهم که این ادعاهای پوچ و بی اساس توسط
ایادی همسایه سابق شمالی به ایران وارد شد.
سوم اینکه آقای محمد امینی طی
نوشتاری تحقیقی
(3) بدرستی این سئوال
بسیار مهم را مطرح می کند که سرحدات مرزی این اقوام از کجا شروع و به کجا
ختم می شود؟ چرا که مثلاً شهر آستارا در استان گیلان به زبان ترکی صحبت می
کنند و حتی در خود شهر رشت نیمی از مردم به زبان ترکی صحبت می کنند. قزوین
و همدان و زنجان و تاکستان ، بخشی از مردم قوچان در استان خراسان هم به
زبان ترکی صحبت می کنند. و یا بخش اعظم استان آذربایجان غربی را مردمان کرد
زبان تشکیل می دهد. تکلیف کردهای کرمانشاه که تفاوتهایی با کردهای کردستان
دارند، چه می شود؟
اما آنچه که اکنون بیشتر
شایان توجه است خواسته های این گروه ها و احزاب سیاسی داعیه مهربانتر از
مادر برای قوم های مختلف ایران هستند. از جمله خواسته هایی که اینان مطرح
می کنند آموزش به زبان مادری در مدارس و دانشگاه ها، داشتن رادیو تلویزیون
24 ساعته به زبان مادری، سیستم اداری به زبان مادری و .... به زبان مادری.
آنچه که در مورد این خواسته
ها مطرح است چگونگی و هزینه تحقق این خواسته ها و پیامدهای بعد از تحقق آن
است. اگر بودجه عظیم این خواسته ها را ، همانند سابق و امروز که درآمد نفت
صرف پروژه های غیر تولیدی مصرف شده و می شود، از درآمد نفت تامین کنیم،
معلوم نیست افراد متخصص برای ترجمه متون مدارس و از همه مهمتر ترجمه
کتابهای علمی دانشگاهی که شاید بالغ بر ترجمه هزاران کتاب علمی در صدها
رشته های علمی دانشگاهی است از کجا تامین خواهد شد. به خاطر داشته باشیم
این ترجمه تنها به یک زبان نیست بلکه باید به زبانهای کردی، ترکی، بلوچی،
عربی، گیلکی، مازندارانی، افشاری، قاجاری، لری، قشقائی، آسوری، ارمنی و
غیره ترجمه شوند.
بر فرض ،بدون درنظر گرفتن
هزینه سرسام آور مالی آن، این مهم هم انجام شد. زبان مشترکی که بتواند یک
هم وطن کرد را با یک هموطن ترک و یا بلوچ و یا عرب پیوند دهد و بتوانند با
هم گفتگو کنند، کدام است؟ و این فراگیری زبان در چه مقطعی از زمان باید
انجام گیرد؟ چرا که طبق خواسته های این افراد، سازمانها و احزاب سیاسی کودک
از زمان دبستان تا مقطع دانشگاه به زبان مادری تحصیل می کند، گفتگو می کند
و حتی رادیو تلویزیون 24 ساعته را به زبان مادری گوش فرا می دهد.
نمی خواهم وارد این بحث شوم
که هدف و دلیل مطرح کردن این ادعاها و خواستها از طرف این افراد و گروه ها
و احزاب سیاسی چیست. آنچه می خواهم بگویم این است که آنچه به عنوان ستم
ملیت ! فارس بر ملیت های دیگر عنوان می شود فقط یک تبعیض مذهبی است که از
زمان حکومت ترکان صفوی شروع شد و تا به اکنون ادامه دارد. دلیل آن هم
براحتی می توان از تقاضا نامه های گوناگون همانند پرسش نامه برای کار و یا
گذرنامه و غیره بوضوح دید. در همه این پرسش نامه ها یک سئوال همیشه وجود
داشته و دارد و آن هم این پرسش است که:
«مذهب شما چیست؟»
در صورتی که در پرسش نامه ها
و یا تقاضا نامه هایی
Applications) ) که در
آمریکا پر می کنیم فاقد این پرسش است.
بجای اینکه به اختلافات قومی
دامن بزنیم بیاییم دست دردست هم تبعیض و ستم مذهبی را یک بار برای همیشه
برچینیم.
پاینده ایران یکپارچه
پاینده ملت یکپارچه ایران
پاینده تمام اقوام ایران
1 –
یرواند آبراهامیان در کتاب «ایران بین دو انقلاب» صفحه 17 خود نام 26 قوم
را ذکر می کند که در ایران زندگی می کنند.
2 – با کمک دست نشانده های استالین و با کمک و همراهی
مستقیم
جعفر باقراف
نخست وزیر سابق
جمهوری آذربایجان
شوروی
، جعفر پیشه وری از فرقه دمکرات آذربایجان به سال 1325در آذربایجان و قاضی
محمد به سال 1324در کردستان اعلام خودمختاری کردند که با تدبیر قوام السطنه
قائله پایان یافت. نگاه کنید به کتاب «فراز و فرود فرقه دمکرات آذربایجان»
اثر جمیل حسنلی نویسنده جمهوری آذربایجان ، ترجمه منصور همامی، نشر نی-
تهران سال 1383 که بر اساس مدارک علنی شده ک. ج. بی نگاشته شده است.
3- نگاه کنید به
«بغرنج
قومی و ملی درایران- از افسانه تا واقعیت»
نوشته محمد امینی به تاریخ
بیست و پنجم اکتبر 2005
در سایتهای مختلف اینترنت.
http://www.ayandehnegar.org/s_1.php?news_id=1729
|